السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)
756
خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)
نافعبنعمر نقل كرده است و حمزة واقعاً ضعيف است . و دارقطنى در غرائب مالك از طريق جميلبنزيد از مالك از جعفربنمحمّد از پدرش از جابر آن را روايت كرده است و جميل شناخته نشده است و نه در حديث مالك و نه كسانى كه بالاتر از او هستند اصلى ندارد . و بزار از روايت عبدالرّحيمبنزيد العمى از پدرش ، از سعيدبنمسيّب ، از عمر آن را آورده است ، و عبدالرّحيم بسيار دروغگو است . و نيز از حديث انس آورده و اسنادش واهى است . و قضاعى در مسند الشّهاب خودش آن را از حديث اعمش از ابوصالح از ابوهريره روايت كرده است و در اسنادش جعفربنعبدالواحد هاشمى است كه او بسيار دروغگو مىباشد . و ابوذر هروى در كتاب السنة آن را به طور منقطع روايت كرده از حديث مندل از جويبر از ضحّاكبنمزاحم و او در نهايت ضعف است . ابوبكر بزار گويد : صحّت اين سخن از پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم ثابت نيست . و ابنحزم گويد : اين خبر دروغ شمرده شده ، ساختگى و باطل است . بيهقى در « الاعتقاد » به دنبال حديث ابوموسى اشعرى كه مسلم آن را نقل كرده است با اين لفظ آورده است : ستارگان : امينهاى آسمانيان هستند ، پس اگر ستارگان بروند آنچه به آسمانيان وعده شده فرا مىرسد . و اصحابم امينهاى امّتم هستند پس اگر اصحابم بروند ، آنچه به امّتم وعده شده فرا مىرسد . بيهقى گويد : در حديثى موصول با اسنادى غير قوى روايت شده است ، يعنى حديث عبدالرّحيم العمى ، و در حديثى منقطع ، يعنى حديث ضحّاكبنمزاحم نقل شده : مَثَل اصحابم مانند ستارگان در آسمان است ، هر كس يكى از ستارهها را گرفت ، هدايت يافت . گفت : و آن حديث صحيح كه در اينجا روايت كرديم ، بخشى از معناى آن را مىرساند . گويم : بيهقى راست گفت ، آن حديث درستى تشبيه اصحاب به طور خاص به ستارگان را مىرساند امّا در مورد اقتدا از حديث ابوموسى چنين برنمىآيد . آرى ممكن است از هدايت يافتن به ستارگان اشارهاى به آن بر آيد . و امّا ظاهر حديث اشاره دارد به فتنههاى پيش آمده بعد از پايان يافتن دوران اصحاب از پوشاندن سنّتها و ظاهرشدن بدعتها و گسترش پراكندگى در سرزمينها پس يارى